اینجا پرنده ذهنم آواز می خواند

دست نوشته های گوهرشاد

 

به نوبه ی خودم،این عید رو ک نمایانگر پارسی بوودن ماست رو ب همه تبریک میگم...

 

انشالله سالی باشه پر از برکت و شادی...

 

امیدوارم توو سال 90 غم نبینین...

 

عیدتوون مبارکـــــــــــ

۱۳۸٩/۱٢/٢٩ | ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ | گوهرشاد | نظرات () |

لیلی گفت: موهایم مشکی ست،مثل شب،حلقه حلقه و مواج،دلت توی حلقه های

 

موی من است. نمی خواهی دلت را آزاد کنی؟ نمی خواهی موج گیسوی لیلی را

 

ببینی؟

 

مجنون دست کشید به شاخه های آشفته بید و گفت: نه نمی خواهم،گیسوی موّاج

 

لیلی را نمی خواهم.دلم را هم.

 

لیلی گفت : چشمهایم جام شیشه ای عسل است،شیرین،نمی خواهی عکس ات را

 

توی جام عسل ببینی؟ شیرینی لیلی را؟

 

مجنون چشم هایش را بست و گفت : هزار سال است  عکسم ته جام شوکران است،

 

تلخ.تلخی مجنون را تاب می آوری؟

 

لیلی گفت: لبخندم خرمای رسیده ی نخلستان است.خرما طعم تنهاییت را عوض

 

می کند.نمی خواهی خرما بچینی؟

 

مجنون خاری در دهانش گذاشت و گفت : من خار را دوست تر دارم.

 

لیلی گفت: دستهایم پل است.پلی که مرا به تو می رساند.بیا و از این پل بگذر.

 

مجنون گفت: اما من از این پل گذشته ام.آنکه می پرد دیگر به پلی نیاز ندارد.

 

لیلی گفت: قلبم اسب سرکش عربی است. بی سوار و بی افسار.عنانش را خدا بریده،

 

این اسب را با خودت می بری؟

 

مجنون هیچ نگفت.لیلی که نگاه کرد،مجنون دیگر نبود؛تنها شیهه ی اسبی بود و

 

رد پایی بر شن.

 

لیلی دست بر سینه گذاشت،صدای تاختن می آمد...

 

اسب سرکش،امّا در سینه لیلی نبود...

 

_________________________________________________________

 

لیلی نام تمام دختران زمین است

 

از عرفان نظر آهاری

۱۳۸٩/۱٢/۱٤ | ٩:٠۸ ‎ب.ظ | گوهرشاد | نظرات () |

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت،خدا دنیای بی زنجیر آفرید.آدم بود که زنجیر را ساخت،

 

شیطان کمکش کرد.

 

دل،زنجیر شد،زن، زنجیر شد. دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها همه دیوانه زنجیری!

 

خدا دنیا را بی زنجیر می خواست.نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.

 

امتحان آدم همین جا بود.دستهای شیطان از زنجیر پر بود.

 

خدا گفت: زنجیر هایتان را پاره کنید.شاید نام زنجیر شما عشق است.

 

یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد.نامش را مجنون گذاشتند.

 

مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.این نام را شیطان بر او گذاشت.

 

شیطان آدم را در زنجیر می خواست.

 

لیلی،مجنون را بی زنجیر می خواست.

 

لیلی می دانست خدا چه می خواهد.

 

لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.

 

لیلی زنجیر نبود.لیلی نمی خواست زنجیر باشد.

 

لیلی ماند.زیرا لیلی نام دیگر آزادی است...

_________________________________________________________________

 از کتاب: لیلی نام تمام دختران زمین است

 

نویسنده:عرفان نظر آهاری

 

 

۱۳۸٩/۱٢/٦ | ٢:٠٦ ‎ب.ظ | گوهرشاد | نظرات () |

www . night Skin . ir